در خیابان راه میرفتم که ناگهان احساس کردم کسی روی دستم آب دهان پرت کرد، با عصبانیت به سمتش برگشتم که دیدم مرد جوانی با نگرانی شروع به عذرخواهی کرد و بعد با مرد دیگری که همراهش بود با دستمال ...